معلم عقد

مطالب

معلم عقد

مطالب

اصول دین

سوال :

خواهشمند است آیه یا حدیثى را که دقیقاً مؤید اصول دین پنجگانه به این ترتیب که در کتب اعتقادى شیعه به آن اشاره شده است را با ذکر منبع معتبر مطرح بفرمائید؟

جواب :

پایه هاى دین اسلام ، امورى چند است که اعتقاد و معرفت به آنها اصل ، و عمل به دستورات دیگر دین ، و دیگر دانشها مانند علم حدیث و فقه و تفسیر بر آن مبتنى و فرع آن است، نخست بایستى به آنها پایبند بود و آنها را باور داشت و سپس به فروع پرداخت. آنها عبارتند از: 1ـ توحید: خدا را به یکتایى شناختن. 2ـ نبوّت: به رسالت همه انبیاء از جانب خداوند معتقد بودن 3ـ معاد: بازگشت ارواح به ابدان، و رجوع همه مکلفین یا همه جانداران به محضر پروردگار جهت حساب و سپس جزاء ، در روزى خاصّ. دو اصل نیز به عنوان اصل مذهب به « شیعه » اختصاص دارد، که عبارتند از: 1ـ عدل 2ـ امامت این دو اصل در حقیقت از آن سه جدا نیستند ، چرا که عدل مانند دیگر صفات ثبوتیه ، چون علم و قدرت، مربوط به توحید است و توحید متضمن این صفات است و نشاید که آن را اصلى جداگانه پنداشت ولى نظر به اینکه در قرن سوم هجرت ، میان فرقه اشاعره از عامّه از یکسو ، ومعتزله ازعامّه و امامیه (شیعه) از سوى دیگر در این امر اختلاف افتاد و اشاعره که در میدان استدلال نتوانستند میان عدل خداوند با قدَر وفق دهند عدل را از خدا سلب نمودند و معتزله و امامیه قائل به عدل شدند لذا عدل یکى از اصول اعتقادیه آنها به شمار آمد. و اما امامت ، امتداد مقام نبوت ( به جز مرتبه دریافت وحى ) است که همان وصایت است که درعهد پیامبران اولوالعزم معهود بوده که چون آثار مرگ را در خود مشاهده مىکردند فرد شایسته اى را به امر خداوند به جاى خویش به سرپرستى مکتب وملت مىگماشتند ، حتى بعضى از پیامبران غیر اولوالعزم نیز ، بودند که جانشین براى خود نصب کردند ، ( مانند حضرات آدم و داود ، که شیث و سلیمان را به جاى خود منصوب داشتند.) چه اینکه اگر رهبرى از سوى خدا یا پیامبر او تعیین شود علاوه بر اینکه وظیفه رهبرى به شایستگى ایفا مىگردد ، نقطه ابهامى که موجب شک و تردید در لزوم اطاعت باشد براى دین جویان راستین باقى نمىماند. برادران اهل سنت، این را از اصول اعتقادیه نمىدانند و مىگویند: وظیفه ما را در این باره آیه (اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولوا الامر منکم، خدا و رسول و فرمان روایان خویش را اطاعت کنید) بیان داشته است ، بر ما است که از فردى که زمام امور مسلمین ـ پس از پیغمبر ـ را به دست گرفت پیروى کنیم. اما شیعه، علاوه بر مدارک معتبرى که دالّ بر انتصاب فرد معینى از جانب خداوند در این باره دارد مىگوید: اگر معنى آیه این باشد که خداوند اطاعت از هر حاکمى که بر مسلمانان حکومت کند واجب نموده باشد ـ هرچند معصوم نباشد ـ تضاد لازم مىآید، زیرا بشر غیر معصوم، بسا به معصیت امر کند ـ چنانکه در مورد اکثر حکام پس از پیغمبر (ص) مشاهده گردید ـ پس اگر مردم فرمان وى را اطاعت کنند خدا را معصیت کرده اند، و اگر امر وى را عصیان نمایند بر خلاف دستور خداوند به اطاعت از اولوالامر عمل نموده اند . و دیگر این که شیعه و سنّى این حدیث را از رسول خدا به نحو تواتر نقل کرده اند: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة» (بحار:23/89 و مسند احمد حنبل:4/96 و مجمع الزوائد:5/218 و مسند ابى داود:259) طبق این حدیث شناخت امام و پذیرش زمامدار زمان ، چون شناخت خدا و پیامبر خدا شرط دین مسلمان است . بدیهى است که آن امامى که پیغمبر (ص) شناخت او را شرط اسلام مىداند ، امامى است که صحت عمل او و انطباق دستوراتش با احکام خدا و دستورات اسلام مورد تضمین پیغمبر خواهد بود ، و هرگز پیغمبر (ص) زعامت و زمامدارى فردى مثل چنگیز مُغول را شرط اسلام نمىداند. گرفته شده از کتاب معارف ومعاریف .

لطیفه

- فسقلی

- بله آقا

- بگو ببینم وقتی من می گم شاگردان کلاس تکالیف خود را

با میل انجام می دهند کلمه ی میل در جمله چه چیزیه؟

- آقا اجازه حرف اضافه.

شاگرد ان ممتاز امام محمد باقر (ع)

شاگردان ممتاز امام محمد باقر (ع)


در زمان امام باقر (ع) شیعیان از آزادى نسبى برخوردار بودند و لذا عده زیادى از آنها بار سفر بستند و به مدینه آمده تا از سرچشمه معارف و علوم آن حضرت سیراب شوند.
در عصر امام باقر (ع) روایات و نشر معارف بیش از زمان پدر و اجدادش رونق داشت. شاگردان امام گفته هاى آن بزرگوار را به ممالک اسلامى منتشر مى کردند.
شاگردان امام (ع) عبارت بودند از:

·  جابر بن عبدالله انصارى
جابر فرزند عبدالله بن عمرو بن حرام بن کعب بن غنم بن کعب سلمه بود. او سلمى و از بنى سلمه مادرش نسیبه دختر عقبه بن عدى بن سنان بود.
او اول کسى است که به زیارت قبر مطهر حضرت سیدالشهداء (ع) در اربعین شهادت آن حضرت مشرف شد. جابر از اصحاب رسول الله، امیرالمومنین على ، حسن بن على ، حسین بن على ، على بن الحسین و امام محمى باقر علیهم السلام بود.
درباره اش گفتند: که او در هجده جنگ همراه با پیامبر (ص) شرکت کرد و در جنگ صفین در کنار على بن ابى طالب (ع) با دمشنان جنگید.

·  ابان بن تغلب
محدث قمى (ره) مى فرماید: او مردى ثقه ، جلیل القدر و عظیم المنزله بود. ابان محضر سه امام را درک کرده ، امام زین العابدین ، امام محمد باقر و امام جعفر صادق علیهم السلام. از این سه امام روایاتى را نقل کرده و از ناحیه آن بزرگواران حظ و بهره فراوان برده است.
ابان بن تغلب تسلط و احاطه علمى خوبى بر قرآن و فقه و حدیث و ادب و نحو و لغت داشت.
ابان حدود سى هزار حدیث فقط از امام صادق (ع) نقل کرد. هر وقت به مدینه مى آمد حلقه هاى درس مى شکست و در مسجد جایگاه خطابه پیامبر را براى تدریس او خالى مى کردند.
امام صادق (ع) به او مى فرمود تو بر اعمال و رفتار مردم مدینه نظارت داشته باش.

·  جابر جعفی
او از بزرگترین راویان و معتبرترین اشخاص است بلکه مى توان گفت که او حامل اسرار آل محمد و حافظ گنجهاى دانش اهل بیت علیهم السلام مى باشد و شاهد بر این مدعا آن چیزهایى است که از او نشر یافته است.
جابر خود مى گوید: امام محمد باقر (ع) نود هزار حدیث برایم بیان فرمود که بدون شک براى هیچکس نقل نکرد و من نیز براى کسى نقل نکردم.
مقام و منزلت جابر در نزد امام صادق (ع) همانند مقام و منزلت سلمان فارسى نزد رسول الله (ص) بود.
بعضى معتقدند که چهار نفر حامل علم ائمه علیهم السلام شدند. سلمان فارسى ، جابر بن یزید جعفى ، سید حمیرى و یونس بن عبدالرحمن.

·  محمد بن مسلم
فقیه اهل بیت و از یاران صدیق امام محمد باقر و امام صادق علیهماالسلام بود .
امام صادق (ع) فرمود: اگر برید بن معاویه عجلى و ابوبصیر و محمد بن مسلم و زراره نمى بودند آثار پیامبرى (معارف شیعه) از میان مى رفت. آنان بر حلال و حرام خدا امین هستند.
محمد بن مسلم اهل کوفه بود و براى بهره گرفتن از دانش بیکران امام باقر (ع) به مدینه آمد و چهار سال در مدینه ماند.
در روایات است که محمد سى هزار حدیث از امام باقر و شانزده هزار حدیث از امام صادق علیهماالسلام پرسید.

·  زرارة بن اعین
علامه حلى درباره زراره مى فرماید: زراره بن اعین بزرگ و مقدم اصحاب ما در زمان خود بوده ، او فقیه ، قارى ، متکلم ، شاعر و ادیب فرزانه بود و همه فضائل و خوبیها را در خود جمع کرد. هر چه روایت از او نقل شده مورد وثوق و صحیح است.
او بعد از امام صادق (ع) دو ماه یا کمتر زده ماند ، امام صادق (ع) به شهادت رسید در حالى که زراره بیمار بود و در همان مرض از دنیا رفت.

·  حمران بن اعین
او شیابى و کوفى بود ، امام باقر (ع) به او فرمود: تو از شیعیان ما در دنیا و آخرت هستی.
و نیز روایت شده که از حواریون امام باقر (ع) و امام صادق علیهماالسلام بوده است.
درباره اش گفتند که عالم به علم نحو و لغت بود. امام باقر (ع) فرمود: هیچوقت حمران گرفتار تردید و شک نشد. و حقا او مومنى است که هیچگاه دست از عقیده اش برنداشت.

·  عبدالله بن ابى یعفور
بنابر نقل ابن عباسى و نجاشى او ثقه ، جلیل القدر و قارى قرآن در مسجد کوفه بود و صاحب کتابى بود که عده اى از اصحاب ما از آن نقل روایت مى کنند او کسى است که دینش را به محضر امام صادق (ع) عرضه داشت تا امام (ع) آن را امضاء کند.
عبدالله از حواریون امام باقر و امام صادق علیهما السلام بوده از نظر رتبه و مقام در ردیف زراره و امثال اوست. فقیه و چشم طائقفه شیعه بوده است.

·  برید عجلی
برید از اصحاب امام باقر و امام صادق علیه السلام بود و در زمان حضرت صادق (ع) وفات یافت. او ثقه و فقیه بود و از نظر رتبه و مقام یکى از برجسته ترین شاگردان امام باقر و سایر ائمه علیهم السلام محسوب مى شد. همه کسانى که در فقه آل محمد صاحب نظر هستند گفته هاى او را تصدیق مى کنند.

·  سدیر صیرفی
او از اصحاب امام باقر و صادق علیهما السلام است .

·  کمیت اسدی
او شاعرى بزرگوار بود که با اشعارش خلفاى اموى را رسوا مى کرد و به همین جهت از طرف آنها محکوم به مرگ شد.
کمیت شیفته امام باقر (ع) بود و در راه این عشق ، خود را فراموش مى کرد .